محمد رضا واليزاده معجزى
36
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
خرمآباد از حيث امنيت ، تجارت و جهات ديگر در سالهاى هرجومرج شهر خرمآباد سابقا چند دروازه داشته و آن دروازهها بعد از غروب آفتاب بسته مىشده و ديگر به كسى اجازه خروج داده نمىشد . و اين علتى نداشت جز اينكه حدود امنيت شهر تا پشت دروازههاى شهر بود و بعد از غروب هركس از شهر خارج مىشد دزدان لختش مىكردند . در روز هم احدى قادر نبوده تكوتنها و بدون اسلحه در خارج از شهر تردد كند [ زيرا كه ] به چنگ غارتگران مىافتاد . اهل شهر گاو [ و ] گوسفند و ساير حيوانات خود را در طويله نگاهدارى كرده و آنها را با سطل ، آب مىدادهاند . مكرر اتفاق افتاده كه قاطرچيان قاطرهاى خود را جهت آب دادن به حوزه گرداب كه متصل به شهر بوده برده بودند و اشرار آنها را عنفا برده بودند . منتهى در داخل چهار ديوار شهر بواسطه اتحاد و اتفاقى كه بين ساكنين شهر از جهت حفظ جان و مال خود از تطاول و دستبرد اشرار وجود داشته كسى را قدرت تجاوز نبود . اگر در خارج از شهر به اهل شهر از ناحيه عشاير ظلم و ستمى اعمال مىشد به محض اينكه شخص متجاوز جهت انجام كارى به شهر مىآمد ، شخصى كه مورد ستم قرار گرفته ، او را دستگير كرده به خانه خود مىبرد و به دست و پاى او زنجير مىزد و چندان وى را در زير زنجير نگاه مىداشت تا اقوام آن شخص در مقام جبران خسارت برمىآمدند و محبوس را مرخص مىكردند و اين كار را در اصطلاح آن ايام « زور در خانه » مىگفتند . توضيحا اضافه مىكند كه لازم نبود بهطور حتم شخص مرتكب ، گرفتار شود بلكه كافى بود يك نفر از اقوام دور يا نزديك ، حتى يك نفر از اهل محل آن شخص مرتكب ، به خرمآباد قدم بگذارد تا او را به عنوان گرو به زنجير بكشند « 1 » . در اين قبيل مواقع همه اهل شهر پشتيبان آن شخص مظلوم بودند تا هنگامى كه حق وى استيفا گردد . اين اتحاد و اتفاق فوق العاده ساكنين خرمآباد باعث شد كه در آن عصر ظلمانى . . . در چهار ديوار خانه و شهر خود از هرنوع تعرض علنى كه مرتكب آن شناخته شود ، مصون و محفوظ باشند . ولى اين مصونيت شعاعش تا دروازههاى شهر بيشتر نبود و اختصاص به شناخته شدن طرف داشت . ولى در شبها دزدان . . . [ و اشرار ] نمىگذاشتند مردم سر راحت به بالين امنوامان بگذارند و صاحبان دكانها و مغازهها به محض غروب آفتاب امتعه و اقمشه خود را از حجره به خانه انتقال « 2 » مىدادند و در طلوع آفتاب مجددا اجناس را از خانه به دكان حمل مىكردند . آن اوقات روى اكثر پشتبامها سنگر و « تفنگكش » ( يعنى سوراخى كه از آن دزد را بتوان ديد و به سوى او تير انداخت ) ساخته بودند و اهل خانه به نوبت تا نزديكيهاى طلوع آفتاب كشيك مىدادند .
--> ( 1 ) - اصل : و او را به عنوان گرو در زنجير بكشند . ( 2 ) . اصل : نقل .